|
بهار
قاصدک رقص کنان چرخ زنان ، عشوه کنان با عبور از رنگهای زرد و بی جان خزان و پس از طی شدن آن سفر سخت و گران خبری خوش ز فراسوی زمین آورده است خبری خوش ز فراسوی زمان خبری کو جان ببخشیده دوباره به جهان همه جا فرش شده با یک بغل سنبل و یاس و ریحان دایه مهد نبات چارقدی از گل و لاله به سرش کرده و خندان به تماشای خدا آمده باز گل میخک با دو صد عشوه و ناز چشم بگشوده به روی در و دشت می کند رقص به همراه نسیم به همراهی ساز چون صدای باد میپیچد میان دشت گل ساز و آواز خداوند جمیل و طناز تک درخت تنها جامه سبز به تن کرده و در بستری از پولک و تور سبزه خفته آرام و شکیل و به شکرانه این سبزیها بنشسته به دعا همه جا بوی بهشت همه جا بوی خدا گوییا خالق زیباییها عشق بازی میکند با صحرا بلبل عاشق زار بیخود از خود شده و مست و خمار رفته اش صبر و قرار چه چهه می زند از شوق وصال دلدار خبری خوش ز فراسوی زمان خبری خوش ز فراسوی غبار می رسد اینک بهار...
پیشاپیش سال نو رو تبریک میگم و امیدورام براتون پرباشه از خوبی و خوشی و رویاهای رنگی ، آرزو میکنم به هر آرزیی نرسید ! آرزو میکنم به هر چه صلاحتان است برسید ... این شعر کمترین ،تقدیم به تمامی دوستان ، امیدوارم خوشتون بیاد ، تا چند روزه دیگه یه پوستر با همین شعر طراحی میکنم و میشه هدیه ناقابل بنده به همه دوستان گل و عزیزم ...
به حرص ار شربتی خوردم ، مگیر از من که بد کردم ... بیابان بود و تابستان و آب سرد و استسقاء
پ.ن.۱ : شنیدی میگن آواز دهل از دور شنیدن خوش است ؟ من دیدم ... راست میگن ! پ.ن.۲ : خوشحالم ، قراره زندگیم وارد فاز جدیدی بشه ، مطمئنم هر طور که بشه به نفعمه و دورنمای ذهنیم قراره دستخوش تغییراتی خوش و نیکو بشه که البته ... خودم میخوام ... ان الله لا یغیر مابقوم حتی یغیروا مابانفسهم پ.ن.۳ :هر چقدر هم که مشکل داشته باشم ، روزای اخر سال و نزدیک شدن تفسیر بهار ، میرم تو یه حال و هوای دیگه . مثل اینکه همه دارن میخندن ، گل و سبزه و بلبل و در و دیوار و سنگ و درخت ... حتی آدمایی که از زور قحطی خوشی و فشارهایی که از همه طرف داره لهشون میکنه ، دیگه لبخند رو فراموش کردن . همه جا نو میشه ، تمیز میشه ، حتی گداهای کارتن خواب هم یه شونه ای به موهاشون میکشن و برای تغییر آماده میشن ! ، مثل اینکه قراره معجزه بیاد . نزدیک عید که میشه ، میشم یه بچه ۵ ساله و تو پوست خودم نمی گنجم ، هیچ چیزی هم نمیتونه جلومو بگیره ، خدا رو از همیشه نزدیکتر حس میکنم ، فرقی نمیکنه کجا باشم ، چه پارسال لای سیمانای اون سگ دونی و چه امسال لای این همه حس مودب بدون یک هیولا !!! مثل قدیمایاد مدرسه موشها و رابین هودی میفتم که هر سال عید پخش میشد و من بخاطر شنیدن آهنگش که جان کوچولو می خوند و دیدن رابین هود با اون کلاه خوشگل ، یک سال روزا رو میشمردم ، یادش بخیر ... راستی ... هنوزم روزا رو میشمرم ... ولی دیگه نمیدونم چرا ... کاش بازم رابین هود میذاشت ...
سرت گرم و دمت خوش باد سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای...
ساعت ۳۰ : ۹ ، چند دقیقه بعد از سال تحویل ، فال گرفتم ، خیلی جالب بود ، از صبح همش تو سرم این بود که ایشالا هر کس هر آرزویی میکنه بهش نرسه ! و فقط به اونایی برسه که صلاح خودش و بقیه توشه ، همش این جمله تو ذهنم میومد که خدایا ، آن ده که آن به ، فکر میکردم یه تیکه از مناجات ، یا یه جمله ادبی باشه که معروف شده باشه ، ولی نمیدونستم که این یه شعره و برای حضرت حافظ ، مثل اینکه می خواست باهام حرف بزنه ،انقد قشتگ بود حیفم اومد ننویسم ...
وصال او زعمر جاودان به خداوندا مرا آن ده که آن به به شمشیرم زد و با کس نگفتم که راز دوست از دشمن نهان به دلا دایم گدای کوی او باش به حکم آنکه دولت جاودان به |+| نوشته شده توسط آرش در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 و ساعت 17:47 عاشقم من - یک پست کمی گیتاری !
سلام علیکم !
حال شما چطوره ؟ شوهر پارسال شما چطوره ؟ سواد مواد داره یا بی سواده ؟سیل اومده نم کشیده سوادش ؟ هیچ ربطی به " عاشقم من " نداشت ؟؟ خب میدونم ! اصلا به خاطر همین بی ربط بودنش گفتم ! عرض شود خدمت شما که این " عاشقم من " یه آهنگ قدیمیه ، که اولین بار دلکش ، بانوی خوش صدای آواز ایران خوند ، بعد تر ها ! آقای بابک امینی با گیتار زیبا و صدای هووع آورشون ( ببخشید استاد ولی حقیقتو باید گفت ، البته این نظر منه ها ! شاید کاملا غلط باشه نوبیتم که باشه الان بهت میخندم ... خلاصه غلط کرده و این آهنگ را دوباره تنظیم کرده و خواندیم ! البته اون اساتیدی که گفتم کجا و من یه وری کجا ؟ جایی که عقاب پر بریزد ، از آرش لاغری چه خیزد ؟ به هر حال امیدواریم این جسارتمان را این اساتید ببخشایند ! ولی البته باید بدانید که تا خطر نکنی جسارت هیچ وقت به هیچ چیز نرسی ! نا کرده ریسک هیچ میسر نمیشود ، مزد آن گرفت جان برادر خطر بکرد اینی که خدمتتان ارائه میکنیم فقط با گیتاره ، و تنوع بیشتر ساز رو اگه عمری بود بعدها خدمتتون عرضه میکنیم ( یه بیس اضافه میکنم ، یه درام ، شاید هم یه ویولن و استرینگ و یه پد کوچولو ! البته تا اونجایی که الان تو ذهنم وول وول میخوره ! ) قسمت پاساژ گیتار باید با بقیه سازها همراهی بشه تا جالب از آب در بیاد که البته بقیه سازها به علت تنبلی بنده و امکانات کم بعدا اضافه میشه لینک اولی که براتون میذارم فایل تنظیم شده برای دو گیتار توسط نرم افزار گیتار پرو هست ، که برای استفاده ازش باید نرم افزار گیتار پرو داشته باشید ، میتونید آخرین ورژن رو از این جا دانلود کنید ، گیتار پرو یه نرم افزار آموزشیه و از نظر من هم به قول خودشون ، سریعترین نرم افزار برای نوشتن و تنظیم کردن و البته استفاده کردن از یه آهنگه ، امیدوارم خوشتون بیاد ، برای استفاده شخصی از فایلها آزادید ولی برای تکثیر و توزیع ناعادلانه نه ! اصلا گذاشتم اینجا تا استفاده کنید ازشون و به هر کسی خواستید بدید تا اون هم استفاده کنه ولی اگر توی سایت یا وبلاگتون خواستید ازش استفاده کنید اسم بنده فراموش نشه چقدر حرف زدم ، خودم خسته شدم ! این آهنگا ، اینم شما ، اگه خوشتون اومد بهم بگید ! عاشقم من بابک امینی- نت و آکورد گیتار - تنظیم شده برای دو گیتار - گیتار پرو البته یه کمی با هم فرق میکنند نتهای این دو تا ، فایل گیتار پرو فقط برای دو گیتار تنظیم شده ، و به غیر از Intro و Ending آهنگ بقیش مربوط به هارمونی توسط گیتار ( البته با آکوردهای سه نته ) و ملودی خواننده است ، ولی تو اونی که خودم خوندم چند تا تراک گیتار رو ضبط کردم و جواب ملودی خواننده رو با گیتار زدم و پاساژ و از این جنگولک بازیا ، اگه نتهای اون رو هم خواستید بگید براتون بذارم پ.ن 1 : اگه نظری چیزی دارید ، واسه خودتون نگه ندارید ، بگید ، میشنوم و تا جایی که بتونم به کار میبندم پ.ن 2 : قسمت Intro و Ending کار که به صورت یه دونوازی ساده تنظیم شده ، باید بدون وزن و بصورت آزادانه اجرا بشه تا حالت رمانتیک رو بیشتر القا کنه ( به علت محدودیت نرم افزار با تمپوی خود آهنگ نوشتم این قسمت رو ولی سعی کردم جوری باشه که بی وزنی رو القا کنه ) خودتون رو خیلی در قید و بند وزن نگه ندارید ، ولی شلنگ تخته هم نندازید و تا جایی که ممکنه حواستون به tempo کلی آهنگ باشه که خیلی تو ذوق نزنه پ.ن 3 : اگه گیتاریست هستید و از فایل گیتار پرو استفاده میکنید بهم بگید خوشتون اومد یا نه و اگر هم به صورت یه شنونده عادی موسیقی رو گوش میکنید ، بگید از فایل دومی خوشتون اومد یا نه ، این رو بیشتر میپسندید یا چیزایی که قبلا شنیدید پ.ن ۴ : فایل گیتار پرو در گامی نوشته شده که بابک امینی خونده یعنی ، Dm ، اصلا خیلی شبیه اون اهنگه و بغیر از قسمت ابتدایی و انتهایی آهنگ فرقی با اون اهنگ نمیکنه ، اما اون فایلی رو که خودم میخواستم بخونم برای انطباق هر چه بیشتر با صدام در گام F#m زدم و خوندم ، به زبون موسیقیای چهار نیم پرده Transpose کردم ! 1:یعنی هر انسان مشگنی میتونست دست رو دست بگذاره و همینطوری الکی از ملنگ بودن خارج شه و به بزرگی هم شاید برسه ! 2: از این کار نه ناراحت باشید و نه پشیمون ، خودم هم بعضی وقتا این کار رو انجام میدم ! |+| نوشته شده توسط آرش در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 و ساعت 0:49 ترانه بازی !
قرار شده به دعوت فرزانه عزیز هفت ترانه ای رو که دوست دارم یا داشتم یا بالاخره یه تاثیری تو شکل کردن این ...
بگذریم ! البته که دوست داشتم این چیزا !!! رو که رفتم سراغشون ، به هر حال منظور بازی هر چی بوده ، بنده از تمام چیزهایی که باعث میشه که یه آهنگ رو گوش کنم و ازش خوشم بیاد صحبت میکنم چون شده دیگه قسمتی از زندگیم ،سعی میکنم به جای پرداختن به خصوصیات فنی و تاریخچه زندگی ، خیلی سریع و گذرا آهنگها رو بگم وگرنه راجع به هر مورد باید اندازه ۱۰ تا پست توضیح بدم ! اول سعی میکنم بجای اینکه آهنگهایی رو که دوست دارم بنویسم ، مثل فرزانه اونهایی که از کودکی مدام تو گوشم بوده و خلاصه شاید یه جورایی باعث تحول ! در من شده باشه رو لیست کنم و بعد هم اونایی رو که دوست دارم ( فکر میکنم جالب باشه این لیست ، لیست آهنگای مورد علاقه آدمی که همیشه در حال نقد و بررسی نحوه تنظیم و سازبندی و ... هر آهنگی که میشنوه و رو همه هم یه ایرادی میذاره ( با تمام تلاشهام این پست خیلی خیلی طولانی از آب در اومد ، برای خسته نشدن شما و مجبور نبودنتون به خوندن تمامی لاطلاعلات بنده ، اول لیست آهنگهای تاثیر گذار رو به صورت تیتر وار نوشتم و بعد هم راجع به هر کدوم کمی و فقط کمی - باور کنید که هیچی نگفتم انقدر شد ! - توضیح دادم، اگه حوصلتون نکشید به جای اینکه به من فحش و بد و بیراه بدید، میتونید لیست اول رو بخونید و سراغ توضیحات نرید و بدون از دست دادن چیزی ازش بگذرید - اگه کلا هیچیش رو هم نخونید مگه چیزی رو از دست میدید ؟! منم دلم خوشه ها بابا ! - ) پس اول لیست آهنگای تاثیر گذار به ترتیب زمانی !
۱- دستان - استاد محمد رضا شجریان ! ، ( دوش دور از رویت ای جان ، جانم از غم تاب داشت ، فکر میکنم ماهور یا چهار گاه باشه ولی اصلا مطمئن نیستم چون یه بز اخوش بیشتر از من از موسیقی سنتی سر در میاره مطمئنا تعجب شما به اندازه ی من نخواهد بود ! برادرم ۱۲ سال از من بزرگتره و در سنین جوانی علاقه خاصی به موسیقی سنتی داشت و خیلی گوش میکرد ، ( هنوز هم داره ولی وقت گوش کردنشو نداره ! ) و من هم علاقه خاصی به برادرم ! ... (برم نیمه ی دوم بازی پرسپولیس رو ببینم بر گردم ، این دفعه هم اگه ببازن دیگه مجبورم راسا وارد عمل شم ! ... خب نتیجه این شد که ساعت ها مینشستم و بدون زدن حتی یک عدد وز ! به چه چهه های مسحور کننده شجریان گوش میکردم ! - از این مدل ضبط صوتایی داشتیم که دکمه قرمز ضبطش بدجوری چشمک میزد که کشف بشه و برای من کنجکاو ( بخونید فضول ! ) وسوسه انگیز ! وقتی نوار تو دستگاه نبود خب قاعدتا هر چقدر که فشار میدادی دکمه ضبط رو نمی رفت تو ! من این رو ۶ یا ۷ سالم بود که کشف کردم و یه روز که داداشم داشت به موسیقی مورد علاقش گوش میکرد - این مراسم باید در سکوت مطلق برگزار میشد ! - با شوق و ذوق فراوان از کشف علمی بزرگم و از ترس اینکه مبادا حرف زیادی بزنم ، خیلی شیک ! رفتم طرف ضبط و به هوای اینکه الان نشون میدم دکمش کار نمیکنه و خرابه و بعد هم میپرسم که اصلا این دکمه لکنته به چه دردی میخوره ، دکمه رو محکم فشار دادم ولی در کمال تعجب خیلی راحت رفت تو و بعد سکوت حکمفرما شد همه جا ! سکوت مرگباری که ترسناک و کشنده بود ! قطع شدن نوای موسیقی همانا و نوش جان کردن تو گوشی همان ! ) این آواهای آشنا ، خیلی تو علاقه مند شدنم به موسیقی تاثیر گذار بود و دلم میخواست وقتی بزرگ شدم ، یه خواننده شم شبیه استاد یا دیگه کم کم ناظری یا محمدیان ولی نمیدونم چرا خراب شدم و به کج راهه رفتم و الان فقط راک گوش میدم و ترش متال ۲- Hey You آهنگی از آلبوم The Wall کار گروه Pink Floyd ، نزدیک 15 یا 16 ساله بودم و اون موقع همه جا صحبت اندی و کوروس و لیلا فروهر و جک و جواد و نهایتا دیگه قمیشی و ابی و هایده ( چند سالی بود که مرحوم شده بود اونموقع ، خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه ! ) تقریبا 8 سالم بود که داداشم زن گرفت و رفت ( البته یک سال سه نفری به همون خونه برگشتن ! ) و این رفتنش به معنی تعطیل شدن موسیقی (سنتی) تو خونه ما بود ، داداش من 20 سالش بود که ازدواج کرد ( پسر شجاع که میگن همینه ! اگه بخوام به اون نگاه کنم من الان کپک زدم ! ترشیدن که سهله ! 27 سالمه و حالا حالا ها هم قصد ازدواج ندارم ، - اصرار نکنید لطفا 3- James hetfield , نمیتونم آهنگ خاصی رو ازش نام ببرم ! واقعا خود این آدم بود که تحول شگرفی توی زندگی من گذاشت ! حدود 20 سالم بود که کم کم میخواستم موسیقی رو با تمام مخالفتهای خانوادم به صورت حرفه ای شروع کنم - بگذریم که همین الان هم ، بعد از گذشت 7 سال ، هنوز هیچ گهی نیستم ! - تافل گرفته بودم و تقریبا در حد یه نیتیو اسپیکر میتونستم صحبت کنم و بفهمم ، خیلی به زبان علاقه مند شده بودم ( با گذشت ۷ سال از اون زمان ، دگه در زمینه انگلیسی هم هیچی نیستم ! ) و خیلی هم به موسیقی راک و البته ترش متال و البته به خود گیتار الکتریک ! - هنوز هم وقتی صداش رو مشینوم مست میشم ! - james هم همه اینا رو با هم داشت ! اشعارش محشر بودن و در نهایت زیبایی تمام حرفهاش رو بیان کرده بود ، طرز فکرش بعضی جاها خیلی شبیه من میشد ، طوری که بعضی وقتا یه سری حرفا میومد تو سرم و میخواستم یه صورت شعر بنویسم ، بعد حرسم میگیرفت که قبلا اینا رو Jaymzzz گفته و هر چی بگم میشه تکراری ! سبک خاص زندگیش ، سختی هایی که دیده و خم به ابرو نیاورده ، سبک خاص گیتار زدن و ریتم زدنش ، شخصیت خاص و جالبش ، طرز فکر و حرفاش ، ... همه و همه باعث شد که تنها آدمی باشه که بغیر از موسیقیش ، خودش رو هم دوست داشته باشم ، خیلی آدم یه دنده و قدی هستم و از هر کسی براحتی تاثیر نمیگیرم ، به جرات میتونم بگم تا حالا نشده دلم بخواد جای کسی باشم ، چه قبلترها و دوران جوونی و چه الان که دارم به مرز پیری میرسم !!!! حتی نقص و نداری خودم رو خیلی وقتا به خیلی چیزا ترجیح دادم ، همیشه تلاش میکنم که چیزای خوب بقیه رو یاد بگیرم ولی هیچ وقت دلم نخواسته بدون تلاش و مجانی به همه چی برسم ! ( مسخره است نه ؟ ) James کسی بود که رفتار و حرکات و شعراش واقعا باعث شد که به فکر فرو برم ... ( البته هنوز هم از تو فکر در نیومدم 4- قاب شیشه ای - سیاوش قمیشی استاد قمیشی رو نمیشه در زمره موسیقیدانهای فقط ایرانی به حساب آورد و محدودش کرد به یه کشور ، به نظر من یکی از مشاهیر ماست و کاراش جهانیه ( حالم از اسطوره سازی و قهرمان پروری به هم میخوره و اگه حرفی میزنم جهت تعریف و تمجید و به خاطر علاقه شخصی نیست ، به خاطر هنرشه ) مطمئنم اگه غیر ایرانی هم بودم و کارای سیاوش رو میشنیدم بازم همینقدر به کاراش علاقه مند میشدم ، بگذریم اگه بخوام راجع به سیاوش بگم میشه مثنوی هفتاد من رستم و لیلی !!!!! (بیجاره لیلی ! ) اگه عمری بود از این به بعد بیشتر از موسیقیدانها حرف خواهم زد ، تازه دانشگاه قبول شده بودم و سال اول بودم که آلبوم قاب شیشه ای سیاوش اومد به بازار و تمام دانشگاه بلا استثناء از سیاوش حرف میزدن ، من که تمام آلبومهای سیاوش رو داشتم ولی بهشون تا حالا با دقت گوش نکرده بودم ( چون فکر میکردم که یه لوس آنجلسیه مثل بقیه ! ) رفتم خونه و این بار بدون تعصب ( بلای جون آدما ، همیشه آدم رو کور میکنه ! ) شروع کردم گوش دادن ، هم صداش هم متن اهنگاش ، هم آهنگسازیش و هم تنظیمش واقعا بی نظیر بودن ، خیلی افسوس خوردم که چرا به خاطر این تعصبم چشمام تا حالا کور بوده و اون شبتا صبح تقریبا نصف آلبومای سیاوش رو گوش کردم و بعد با چشمای پف کرده رفتم دانشگاه ! راستی ! سیاوش بود که باعث شد علاوه بر نوازندگی به خوانندگش هم علاقه مند شم ! ( بد آموزی که میگن همینه ! 5- ابی - آخر قصه صدای ابی که همیشه مثال زدنی و شنیدنی و محشر بوده و تو این آهنگ هم واقعا قدرتش به چشم میاد ، صداش رو همیشه دوست داشتم و برای تمرین کردن خیلی از آهنگای ابراهیم خان بدبخت رو خراب کردم و خوندم ! اگه بفهمه فکر کنم خودش رو از شر این نکبت خلاص کنه 6- Smells Like Teen Spirit - Nirvana نیروانا رو نه به خاطر افکار و عقاید خواننده اصلیش بلکه بخاطر هنرش و صدای خش دار تکرار نشدنیش و جادوی آهنگهاش که در عین سادگی جاذبه خاصی داره که نمیشه راحت ازش رد شد ، دوست دارم ، بماند که از بعضی شعرهاش هم واقعا خشوم میاد و اشعار هم از افکار نشات میگیره و میتنونم بگم بعضی افکارش رو هم تایید میکنم ، ولی با جنبه های شخصی زندگیش مشکل دارم ، بگذریم ، وقتی این آهنگ رو شنیدم که چند سالی بود گروه نیروانا به علت خودکشی ( یا کشته شدن ! ) رهبر گروه از هم پاشیده شده بود ،اما همون حالتی برام ایجاد شد که برای مردم آمریکا تو سال 91 ، مایکل جکسون اون موقع در اوج محبوبیت و معروفیت بود و جتی میخواست خودش رو برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا کاندید کنه ، آلبوم مایکل در سال 91 مصادف بود با یه تک آهنگ از یه گروه تازه تاسیس که رهبرشون یه جوون بور کم سن و سال و فوق العاده باهوش بود ، سبک موسیقی اون گروه پانک راک و کرانچ راک بود که در مقابل پاپ ( موسیقی جکسون ) در بین مردم خیلی کم طرفدار بود ، آلبوم سال 91 مایکل که در اونموقع تقریبا نصف امریکا طرفدارش بودن با وجود برتری نسبت به بقیه کارهاش تقریبا یک شکست تجاری بود ، چرا که جادوی اون تک آهنگ گروه نو پا تاثیر خودش رو گذاشته بود و به تنهایی بیشتر از کل آلبوم جکسون فروش کرده بود ! ، با وجود سبک شلوغ و نا معمول آهنگ که طرفدار زیادی نداشت و صدای وحشی Kurt Cobain باز هم تا چندین و چند ماه در صدر پرفروش ترین کارهای آمریکا و اروپا بود ، نمیدونم اون اهنگ چی داشت ولی هر چی داشت من رو هم جادو کرد ! اسم اون تک آهنگ Smells Like Teen Spirit بود و اسم اون گروه تازه تاسیس که تقریبا همه کارهاش رو Kurt Cobain انجام میداد Nirvana 7- Shape of My heart - Sting موسیقی انتهایی فیلم لیون ، الحق و الانصاف هم بار احساسی و عاطفی این فیلم رو چند برابر کرد ، فیلم Leon یا The Professional رو به خاطر بازیهای بسیار زیبا و جو عاطفی فوق العاده گیرای فیلم خیلی دوست داشتم ( برعکس رفتار و سبک و سیاق خشنم فوق العاده احساسی هستم ) وقتی CD دوم فیلم تموم شد و به انتهاش رسید و این آهنگ شروع شد واقعا مسخ اهنگ شدم و انقدر عقب و جلو کردم CD رو بخاطر گوش دادن دوباره و دوباره این آهنگ که دیگه غیر قابل استفاده شد ! راستی یادم رفت بگم ! وقتی اوایل 20 سالگی بودم و رفته بودم به خوابگاه پیش چند تا از دوستام داشتن آهنگ "دستم بگیر " فرامرز رو گوش میکردن که اولش فکر کنم اردشیر فرح گیتار میزنه ، علاقشون به این صدا و تعریف و تمجیدشون از گیتار بی تاثیر نبود در جدی تر شدن تلاشهام برای گیتار خریدن ، از همون 14 ، 15 سالگی به گیتار و صداش علاقه داشتم و میخواستم یه گیتار بگیرم و شروع کنم موسیقی رو ، ولی به علت مخالفت های بعضی عوامل ! خیلی دیر موسیقی رو شروع کردم و بعدش هم به علت مشکلات خیلی زیاد زندگی ! تقریبا با سرعت یک لاک پشت حرکتم رو ادامه دادم ، جوری که الان اگه کسی ازم بپرسه واقعا چقدر از موسیقی و گیتار حالیته و سواد علمی داری ، میگم هیچی ! حیفم میاد فریدون فروغی و آهنگ مرغ خسته رو بین آهنگهای تاثیرگذار نگم ، صداش رو که خیلی دوست دارم و متن این شعرش رو بخصوص خیلی بیشتر ، مطمئنم که یه روزی می پرم و انقدر بالا میرم که این خدای بیچاره شما هم با حسرت نگاهم کنه ! ( منم خدا دارم اشتباه نکنیدا ! ولی خیلی با خدایی که برام توصیفش میکنند فرق داره حالا بریم سراغ آهنگایی که دوستشون دارم ، خب باشه چرا میزنید ! فقط تیتر وار !
تازه خودمو کشتم انقد شد ! این رو هم بگم بعد برم ، صدای زن رو کلا دوست دارم ، اگه خش دار و خفه باشه که چه بهتر ! ( مثل pink که حالم از آهنگاش و خودش به هم میخوره ولی عاشق صدای س.ک.س.ی۲ و خفشم ! ) در کل صدای christina Aguilera , Amy lee و پرنسس اپرا Tarja turunrn رو خیلی دوست دارم ! پ. ن .1 : اینجا کسی اهل گیتار زدن داریم ؟ میخوام از این به بعد بیشتر راجع به موسیقی و گیتار بنویسم و فایلهای آهنگهای ایرانی ( که تقریبا در بیشتر سایتها غلط و قولوط هست ! ) رو بذارم تو وبلاگ ، موافقید ؟ پ.ن. 2 : این که تمام آهنگهای مورد علاقم خارجین نشوندهنده غرب زده بودنم نیستا ! سیاوش قمیشی ، ابی ، داریوش ، گوگوش و .. تمام کسانی که صدای قشنگ و اهنگهای بیاد موندنی دارن رو دوست دارم و بعضا گوش میکنم ، از آهنگهای قدیمی ایرانی هم خوشم میاد ( البته بیشتر خوشم میاد روشون یه تنظیم جدید کنم تا گوششون بدم ) پ.ن 3 : اولین آهنگی که با گیتار یاد گرفتم بزنم ، باغ بارون زده ی سیوش قمیشی عزیز بود ، هنوز هم وقتی دلم تنگ میشه و تنها میشم این آهنگ رو می زنم ! کلا خوشم میاد که آهنگای ایرانی کورد علاقم رو با گیتار بزنم ، ولی خب بلد نیستم 1-Original Singer Was bob seger but it eas recoverd by my Favorite band , Metallica ۲- با تذکر به جای عزیزی ، به جهت ممانعت از ف.ی.ل.ت.ر شدن تصحیح شد ! ( واقعا خجالت داره ! ) |+| نوشته شده توسط آرش در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 و ساعت 16:53 نامرد !
بدجور هوس نوشتن زده به سرم و این کلمات مادر مرده میایند و بامبی میخورند توی فرق سرم و بعد هم چون از جنس لاستیک است و هیچ چیز دیگری هم درونش نیست و خاصیت ارتجاعی دارد و تابستانها زیر آفتاب صلات ظهر منبسط میشود و زمستانها از زور سرمای زیادی یخ میزند و تحلیل میرود ، تا میایم روی هوا بقاپمشان از آن جایی که همیشه دیر می جنبم و به هوای اینکه خیلی با عرضه و تیزم میگذارم دقیقه ۹۰ برسد و همه چیز از دستم میرود ، میپرند میروند توی یک اقیانوس بی سرو ته که تا چشم کار میکند آب است و آب است و آب ، عرض و طولش که پیدا نیست ، عمقش هم باید در همین حدود باشد ، حالا من ، سرگشته و حیران و بیچاره و آواره و یله و رها و بی کس و تنها و از اینجا مانده و از انجا رانده ، با این پاهای قرضی باید بدوم دنبالشان توی این اقیانوس ، اصلا کجا را بگردم ؟ خوبیش این است که حداقل آبهای اقیانوسش سفتند و خیس هم نیستند و شل هم نیستند و آبی هم نیستند اصلا و هم میشود رویشان دوید و هم میشود تویشان خزید ! ، آرام و بی صدا ، بگیری تا هفتاد سال دیگر آن زیر بخوابی ، نه کسی بیاید و نه کسی برود ، ماهی های کره خر که توی سرو کله هم میزنند و با هم گرگم به هوا و هفت سنگ و الک دولک و یه گاو دارم روزی هیچی تخم نمیذاره و یه خر دارم خیلی الاغه و دندون من تیز تره و دنبه من لذیذتره و آن مان نباران دو دو اسکاچی و شیر یا خط و لیس پس لیس و رب به مات و گردو بازی و قاب بازی میکنند هم راهی به این ابهای بی تلاطم خروشان ساکت ساکن پر سر و صدای ذهن اشفته من ندارند ، اصلا کویر خشک بی آب و علفی است که تا سه تیر پرتاب دور و برش از هیچ جنبنده ای هیچ خبری نیست که نیست که نیست که نیست ، شنیده بودی توی کویر سد زده اند ؟ خب توی همین کویر ذهن دیلاق من بود دیگر ، که نزدیک ۱ سال و اندی است شعری به آن خطور نکرده ، مانده ام چهار چنگولی روی زمین و هوا که چرا باید شعر به این برسد و نباید این به شعر برسد و چرا نباید خودش له و لورده و پخش و پلا شود و قافیه شود و وزن شود و ریتم شود و عروض و بپاشد روی کاغذ سفید بی خط ِ خط خطی تا از پاکی و سفیدی خارجش کند ؟ دلت خوش است ها پدر جان ! جگر شده سیخی ۵۰۰ حالا دل خوش سیخی!!! چند ؟ ! (گوسفندش اعلا باشد البته ، مثل خودم ! ) من میگویم نر است تو میگویی به فلانجایم ؟ آخر ابله جان ، شعر بخورد توی سر من بخت برگشته و بشود فدای سر نازنینت ، می گویم نفس کشیدنم هم زورکی است !!!!! حالا تو میگویی بدوش ؟ اصلا دوست دارم بروم روی ابرها دراز بکشم ، ... ، نه ، ... ، دوست دارم پرواز کنم به فضای بین دو کوه که پر شده از مه و سرد سرد سرد است و هیچ چیز دیگری بغیر از قله هایشان که از برف و یخ بیرون زده معلوم نیست و مثل دو یار غار و همراه استوار ، تا قیام قیامت پهلوی هم شانه به شانه ایستاده اند و عظمتشان را به رخ میکشند و آدم حتی از فکر به رویایشان و فتح آ نها و درنوردیدن غرورشان هم ذوق مرگ میشود و همان جاها گم شوم و دیگر هم بر نگردم و من هم تا قیام قیامت بر فرازشان بیارامم ، حالا اصلا خودمانیم ها ، فرقی هم مگر میکند ؟ فرض کن که رفتم و با این بالهای خسته بر فراز ان دو کوه بلند گشت زدم و روی ابرها هم دراز کشیدم و در بیابان خشک بی آب و علف هم له له زدم و در عمق آن اقیانوس بی سر و ته هم احساس خفگی کردم و همه جا ها را حسابی گشتم و تمام کلمات گم شده ام را پیدا کردم و آوردم و با حرص نوشتم روی کاغذ تو هم با حسرت مرورشان کردی و آهی ، ناله ای ، نوحه ای ، چیزی هم خواندی و کمی هم موقع مسواک زدن و قبل از اینکه بروی توی تختخواب گل گلی خوشخوابت لم بدهی و هد فونت را بگذاری توی گوشت و ترک شماره ۴ موسیقی فیلم بابل را که هنوز نمی دانی گیتار است یا مندولین ، گوش کنی و سعی کنی گوسفندها را که یکی یکی میایند تا از روی حصار دور و برشان بپرند و بیرون بروند و آزاد و رها شوند و از بس چلفته هستند همانجا میخورند زمین تا گرگ بلای گنده ی بد ، بیاید و دمار از روزگارشان در بیاورد ، بشمری ، هم کمی بهشان فکر کردی و باز هم ناله ای ، صدایی ، آهی ، چیزی از گلویت خارج کردی و بعدش همانطور که دهانت را میشوری ، ترسیدی و گفتی اخند و جیزند و کفرند و نباید به اینها فکرکنم و فردا باید قسط مدرسه عقب مانده بچه ام را بدهم ! ببخشید یعنی قصد!!!! عقب مانده مدرسه بچه ام را بدهم و هزار تا کار دارم و باید به فلانی سر بزنم و به بهمانی هم ته ! و این افکار مزخرف را هم که با خواندن این نوشته ها آمده توی ذهنت ، تف کردی بیرون و سیفون را هم کشیدی و رفتی و خوابیدی و فرستادیشان بروند آنجایی که نادر رفت ! خب مرد حسابی ، دختر خوب ، آدم عاقل ، ته همان اقیانوس ، یا لابه لای مه آن دو کوه یا بر فراز ابرها و یا در کنار شنهای داغ تفتیده همان بیابان بی اب و علف ذهن خودم که جایشان خیلی بهتر بود تا وسط این همه گه !
بگذریم ، میخواهم داستان ها و شعر های خوب خوب بنویسم ، آن کلمه ها را بی خیال شوم و " وقتی خدا مرد " را دور بریزم و همان بلایی را که تو و حکومتت میخواهید سر " باتلاق تنهایی " و " بلندای سکوت " و " سگ زرد " و " آدمها و عادتها " و " هیولای مودب " و " مرد بی رویا " و " مشاهدات یک کور " بیاورید ، خودم قبل از اینکه متولد بشوند ، بیاورم و پیش از آنکه به سرنوشت هدایت ها و و امثالهم دچارم کنید خودم را به سرنوشت خودم دچار کنم ! یک لحظه چشمانت را ببند و فکر کن ... دچار شدن به سرنوشت هم بازی قشنگی است ها ... میخواهم تازه شروعش کنم ، من را هم بازی دهید و افتخار کنید به وجودم ، چون یادش گرفته ام ، فکر کنم قواعدش را خوب از بر شده ام ، فقط مانده ، یک دست کت و شلوار و یک کروات مکش مرگما ، یک ادکلن چیتان فیتان مارکدار خارجی ، کمی استفاده بیشتر از اوه ، ساری ! یک کار با یک حقوق خوب ، یک ماشین از آن چشم گربه ای ها ، یک خانه در فلان جای این شهر خراب شده ، یک حساب بانکی با یک خروار پول و در نهایت یک زن آلاپلنگی که واجب است روزی هفتصد قلم خودش را آرایش کند تا وقتی کنارت راه میرود همه بفهمند چقدر خری و رفتی یک تابلو نقاشی را گرفتی که خودت هم بلد نیستی رنگش کنی و بقیه باید دست به کار شوند ! و هزار کوفت و زهر مار و مرگ و درد بی درمان دیگر که مطمئنم همه اینها با هم وقتی مردم در نیم وجب قبرم جا میگیرند تا ایندفعه با هم برویم همانجایی که نادر رفت ... کسی چه میداند ؟ کلماتم که نه به درد این ور آبیها خوردند و نه انور آبیها ، شاید به درد آنور خاکی ها بخورند ... پ.ن ۱ : معذرت میخوام ! با تمام علاقه ای که به این نوع نوشتن هذیان گونه و مغلق دارم ، باید سعی کنم از این به بعد حد اقل اینجا روان تر بنویسم تا بغیر از فرزانه عزیزم و تارا ، بقیه دوستان هم نظر بدهند ! پ.ن ۲ : چرا همیشه باید وقتی میخوایم حرفی بزنیم و نظری بدیم حتما زمین و زمان رو به هم بدوزیم و ثابت کنیم که من ، منم ، نه نیم من !!! و خیلی از تو بهترم و خیلی بیشترم و سه کیلومتر اونورترم ! چرا نمی تونیم مثل فرزانه مستقیم حرف بزنیم و نظر بدیم ، یا مثل تارا ساده و بی آلایش بگیم ؟ پ.ن ۳ : از این به بعد فعال تر میشم لطفا ! چون دو تا احتیاج و نیاز مبرم تو این روزا بیشتر از همیشه درونم متبلور شده ! ، یکیش خوبه ، یکیش بد ، اول نوشتن ، دوم دیده شدن ! |+| نوشته شده توسط آرش در جمعه دهم اسفند 1386 و ساعت 0:16 نارفیق !
سلام ، فقط همین !
نارفیق - هارمونی اولیه از امیر محمدزاده ، ساخته و تنظیم شده و خوانده شده توسط خودم ! ( آرش محمدی ) شعر هم از یکی از دوستای امیر
اگه جالب بود یا خوشتون اومد برام کامنت بذارید ، البته این فقط یه ماکته و تا اونجایی هم که میتونستم کیفیتش رو آوردم پایین ! ، هارمونی کلیش هم مال من نیست ولی خوب تصحیح و تنظیم و ساختن ملودی ها و نوازندگی ترکهای گیتارش با خودمه و با صدای خودم هم خوندمش ، پس طبیعیه که احساس خوبی نسبت بهش داشته باشم ، هر چند که خیلی هم از هارمونیش خوشم نیاد ! ، ترک بیس و فضاسازی کیبورد و درامز هم کار FL Studio هست البته !!! دلیل اینکه گیتارش رو خودم زدم هم اینه که فکر میکنم تنها سازیه که حتما باید آکوستیک ضبط شه و هنوز سمپل خوبی براش ارائه نشده و فکر هم نمیکنم هیچ وقت بشه ! ( و چقدر هم از این قضیه لذت میبرم که حتما باید گیتار زدن رو بلد باشی تا بتونی ازش تو آهنگ استفاده کنی ! ) موقع خوندن هم بعضی جاها فالش شده ، ولی چون ضبط نهایی نبود ، حساسیت چندانی به خرج ندادم ، اگه خودتون یا دوستاتون یا به هر حال آشنایی فکی فامیلی کسی ، توی این تب جدید خواننده شدن قرار گرفته و میخواد آهنگ بده بیرون و آلبوم بسازه ، حتما باهام تماس بگیرید ، شعر و ترانه و آهنگ و تنظیم و نوازندگی و استودیو ! همه چی تکمیل ، فقط کافیه دوست عزیزی که میخوان خواننده بشن خوب گوش کنن تا بدونن چه جوری باید بخونن و بعدش هم بیان تو استودیو بخونن ، با همین ای میل وبلاگ باهام تماس بگیرید یا کامنت بذارید ، درسته که بالاخره مجبور شدم که آهنگ پاپ بسازم !!!!! ولی هم خیلی خوشحالم!! ( معلوم نیست که دارم با دمم گردو میشکنم ؟ آخه یه دوستی میگفت ، اگه کسی زد لهت کرد تمام تلاشت رو بکن تا جوابش رو بدی و تو هم لهش کنی ولی اگه دیدی هیچ کاری نمیتونی بکنی و داری تماما له میشی ، بخند و از له شدنت لذت ببر ! و دنبال یه فرصت خوب باش تا تو غفلتش ایندفه تو ترتیبش رو بدی ! ) و هم اینکه اگه بخوام کاری رو بکنم حتی اینکه دلخواهم هم نباشه ، به بهترین نحو انجامش میدم ، آخه خرسواری یه عیبه ، افتادن از روش هزار تا !!!!
|+| نوشته شده توسط آرش در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 10:30 |
|

