|
اسیر است در این دام، به این کولی ِ بدنام...
تنهايى ابدى من قسمت زنى است |+| نوشته شده توسط آرش در دوشنبه سی ام دی 1387 و ساعت 11:39 برفها یخ زده اند ...
سالها ست
در سکوتی مرگبار در سکوتی سرد و گیرا گیرم گیر مرگ ... |+| نوشته شده توسط آرش در دوشنبه بیست و سوم دی 1387 و ساعت 11:32 باز این چه شورش است که در خلق عالم است ؟
باز این چه شورش است که در خلق عالم است(۱) باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است خورشید آسمان و زمین نور مشرقین (شعر کامل در ادامه مطلب) ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط آرش در سه شنبه هفدهم دی 1387 و ساعت 0:18 |
|

