|
تولد آبی ترین جزیره عاشق
سلام خانوم ِ فرزانه، گل به سر دختر سلام "کوشمولو" خانوم، جزیره آبی سلام گرمی ِ جان بخش آفتاب ای عشق سلام خنده زیبا و نازنین خدا به روز دوم بهمن نهاد پا به زمین همیشه حتی یاد تولدش در دم سلام ... بسه دیگه! ناسلامتی عیده ! یه جاش شبیه ِغزل، مثنوی می شه - که شدم! دمی محاوره، گاهی زبان معیار است و هر غلط که دلم خواست می کنم بنده خودم مدرس علم عروض هستم من اگر که علم مرا از زمین دمی ببرند نیای بگی که چرا "خاک" پس کشیده، نیست مثال علم من است آبِ چشمه زمزم بدون ِ من همه دنیا چروکه می دونم خدا وکیل کفت از قوافی ام نبرید ؟ خلاصه بسه دیگه چرت و پرت گویی ها بریم سراغ تولد، که جشن فرزانه است هزار کادوی رنگی و کیک 10 طبقه (ولی چه کرد راستی آقای ِ او با ما دوباره بوی تشهد می ده همه جونت ! تولدی که گرفتیم توی باغ خیال دوباره کیک تولد و شمع در تعداد اگر که شمع خیالی است، بنده پرنورم (ببخش خسته شدم از مفاعلن فَعَلَن فرقی میان وزن دو مصراع بیت هست چاقو بزن، بدر، ببرش کیک خسته را ربطش نده به دولت و دیکتاتور و وجود بازم زدم به جاده خاکی به راه بد چشمو ببند و قبل ِ بریدن دعا بخون فک کن که پادشاه تمام جهان شدی شمعا رُ فوت کن و َ دلت هر چی خواست بگو عکسی به یادگاری با کیک می گیرم کیک ببر که ملت، گشنه ند و کیک می خوان (این قسمتاش به غیر ِ صدای "منم می خوام" بعد از بکش بکش، یک هو سر صدا خوابید خب وقت باز کردن کادو رسید عزیز لطفا تمام آنچه که خوردیدُ پس بدید (چون پتک خورد بر سرشان جمله ای چنین اِاِاِاِ ؟! پس چی شد ؟ به کی، با موبایل زنگ می زنید ؟ -------- گر بر دری گذاریم اینها که خورد تفت دیگر بس است ! کادویتان را نمی دهید ؟! ----------------- سالی خوش و پر از گل و لاله، پر ازبهار لبخند باشَدَت همه ایام روی لب دستت به خاک گر بخورد زر شود برات هر آرزو کنی برسی بی حساب و زود هر آنچه را صلاح تو باشد خدا دهد یادت که هست نحوه خندیدن کوچول؟ -----> باشی همیشه راضی و خوشحال و پرامید هی کادوهای رنگی و رنگی بگیری و ---------- ۱- شیخ چیزی گفت و ولوله ای در مریدان افتاد و کسی را حالی دست داد و از خود بیخود شد و عربده ای زد، چنان که تمام گنجشکها را پر بریخت و رمه ها را عنان گسیخت و رفت و الان چهارمین بهار است که هنوز نیامده! ۲- ردالمطلع ! پ.ن.: فرزانه جان تولدت راستی راستی مبارکت باشه، ببخش که خیلی سر ذوق نیستم و نمیتونم چیزی درخورت بنویسم، خودت که وضعیتم رو می دونی؛ به هر حال امیدوارم خیلی خیلی مبارک باشه، جیگملو |+| نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه دوم بهمن 1387 و ساعت 17:6 |
|
